تبلیغات
تنهای عالم - نیلوفر بهار
پنجشنبه 5 آبان 1390

نیلوفر بهار

   نوشته شده توسط: مسعود    


بعد از گذشت سالها دیدم تو رو دوباره

انگار که دل از عشقت راهه فرار نداره

دیدم هنوز نگاهت غرور چشم سارت

دستای مهربونت نیلوفر بهاره

سلام گرم وخوبت با خنده ای صمیمی

مثله یه عکس زیبا از آلبوم قدیمی

بوسه ای با محبت رو گونه هام گذاشتی

از التهاب قلبم انگار خبر نداشتی

خوندی تو در نگاهم نگفتمو نگفتی

با رفتن تو هر گز از قلب من نرفتی

دیدم که در چشم تو نشسته شوق دیدار

بر صورت قشنگت نگذشته روزی انگار

برق دو چشم نازت زیبا تر از همیشه

هنوز دلی که کوهه پیش تو مثله شیشه


viagra for women prank
دوشنبه 20 خرداد 1398 11:10 ق.ظ

Admiring the time and effort you put into your site and detailed information you present. It's great to come across a blog every once in a while that isn't the same old rehashed material. Wonderful read! I've bookmarked your site and I'm including your RSS feeds to my Google account.
الهه
یکشنبه 22 آبان 1390 01:51 ب.ظ
سلام دوست عزیز شعرای قشنگی نوشتین توی وبلاگ تون راستش من هم یه ایمیل داشتم ولی مجبور به حذف اون شدم ...چشم اگه ایمیل جدیدم رو ساختم بهتون خبر میدم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر