تبلیغات
تنهای عالم - یک روز می بوسـمـت !
دوشنبه 22 خرداد 1391

یک روز می بوسـمـت !

   نوشته شده توسط: مسعود    

یک روز می بوسـمـت !  
پنهان کردن هم ندارد .
مثل خنده های تو نیست که مخفی شان می کنی ، یا مثل خواب دیشب من که نباید تعبیر شود مثل نجابت چشمهای تو است ، وقتی که توی سیاهی چشمهای من عریان می شوند . عریانی اش پوشاندنی نیست ، پنهان نمی شود ... .
یک روز می بوسمت ! یکی از همین روزهایی که می خندانمت ، یکی از همین خنده های تو را ناتمام می کنم : می بوسمت !و بعد ، تو احتمالا سرخ می شوی ، و من هم که پیش تو همیشه سرخم ... .
یک روز می بوسمت ! یک روز که باران می بارد ، یک روز که چترمان دو نفره شده ، یک روز که همه جا حسابی خیس است یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ ، آرام تر از هر چه تصورش را کنی ، آهسته ، می بوسمت ... .
یک روز می بوسمت !هر چه پیش آید خوش آید !حوصله ی حساب و کتاب کردن هم ندارم !دلم ترسیده ، که مبادا از فردا دیگر « عشق من » نباشی .آخر ، عشق سه حرفی کلاس اول من ، حالا آن قدر دوست داشتنی شده که برای خیلی ها سه حرف که سهل است ، هزار هزار حرف باشد .به قول شاعر : عشق کلاس اول ، تنها سه حرف است ، اما کلاس آخر ، عشق هزار حرف است ... .
یک روز می بوسمت ! فوقش خدا مرا می برد جهنم !
فوقش می شوم ابلیس ! آنوقت تو هم به خاطر این که یک « ابلیس » تو را بوسیده ، جهنمی می شوی !جهنم که آمدی ، من آن جا پیدایت می کنم و از لج خدا هر روز می بوسمت !وای خدا !چه صفایی پیدا می کند جهنم ... !
یک روز می بوسمت !می خندم و می بوسمت !گریه می کنم و می بوسمت !یک روز می آید که از آن روز به بعد ، من هر روز می بوسمت !
 لبهایم را می گذارم روی گونه هایت ، و بعد هر چه بادا باد : می بوسمت !
 تو احتمالا سرخ می شوی ، و من هم که پیش تو همیشه سرخم


امین
سه شنبه 23 خرداد 1391 05:07 ب.ظ
سلام وبلاگ خوبی داری به منم سربزن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر